الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

210

حياة الإمام الهادي ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام هادى ع ) ( فارسي )

مؤمنان را آزمود و همه سخت متزلزل و نگران بودند و جانها به لب رسيده بود و به خداوند بدگمان شدند و منافقان و آنانى كه در دلهايشان مرض بود ، گفتند وعده‌هاى خدا و رسول به ما ، جز غرور و فريب نبود و گروهى از آنان گفتند : اى مردم مدينه ، شما ديگر در اينجا نمىتوانيد بمانيد و برگرديد ، و گروهى از پيامبر ( ص ) اجازه مىخواستند و مىگفتند : زن و بچه‌هاى ما بىسرپرستند ، در صورتى كه چنين نبود و آنان هدفى جز فرار از جنگ نداشتند و خداى تعالى مىفرمايد : « چون مؤمنان - كه مقصود على عليه السّلام و دوستان آن حضرتند - سر و صداى دشمن را در جنگ احزاب ديدند ، گفتند : كه اين همان فتح و نصرتى است كه خدا و پيامبرش وعده داده‌اند و خدا و پيامبر ، وعدهء راست و درست داده‌اند و چيزى جز به مقام ايمان و تسليم ايشان نيفزود . » [ 1 ] يا على ! تو بودى كه در آن هنگام ، عمرو بن عبد ود آنها را كشتى و جمعيّت آنان را پراكنده ساختى ، و خداوند كافران را با دلهاى پر از خشم بازگرداند ، در حالى كه به هيچ هدفى نرسيده بودند ، و خداوند مؤمنان را از رنج جنگ و كارزار آسوده كرد و خداوند بر همگان مسلط و عزّت و اقتدار دارد ، و باز در جنگ احد - كه به اين مضمون آيهء شريفهء در آن باره مىگويد : - مىگريختند و به كسى توجه نداشتند ، در حالى كه پيامبر ( ص ) آنها را صدا مىزد ، و تو تنها با شمشيرت مشركان را از آزار پيامبر ( ص ) از چپ و راست دور ساختى و آسيب دشمن را از آن حضرت دفع كردى تا اين كه خداوند كافران را با ترس و بيم بازگرداند و لشكر شكست خورده را به وسيلهء تو پيروز گردانيد . و نيز در روز جنگ حنين ، بطورى كه قرآن گوياى آن است « . . . كه فريفته و مغرور به زيادى لشكر اسلام شديد و آن انبوه لشكر اصلا به كار نيامد و زمين با همه وسعتش بر شما تنگ شد ، تا آن كه همه رو به فرار نهاديد ، آنگاه خداوند وقار و آرامش را بر پيامبر خود و مؤمنان نازل كرد . . . » [ 2 ]

--> [ 1 ] نقل به مضمون آيه 153 از سورهء مباركه آل عمران است - م . [ 2 ] سورهء توبه / 25 - 26 .